English Arabic
به شمس توس خوش آمدید. / ثبت نام کنید / ورود
    
 

اخبار

ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر از نگاه شاعران البرزی

ولادت حضرت معصومه (س) و روز دختر از نگاه شاعران البرزی

 شمس توس البرز- گلچینی از اشعار زیبا و ارزشی شعرای استان البرز به مناسبت فرا رسیدن میلاد با سعادت خواهر گرامی امام هشتم علیه السلام

 


حضرت معصومه

سید موسی حسینی کاشانی

در خلوت خویش چشم تر دارم من
از داغ دلت غمی به بر دارم من

چشمان به راه مانده یعنی اینکه
از حال رضای تو خبر دارم من

از بس که سفارش تو کرده بانو
قم از همه جا عزیزتر دارم من

یا فاطمه اشفعی لنا فی الجنه
بر خوان شفاعتت نظر دارم من

در روز حساب دلخوشم چون آنجا
یک ضامن خوب و معتبر دارم من

 حضرت معصومه

بهروز قاسمی-زهرای ثانی

امشب هوای عشق ما گردد معطر

چون آید آن فرزند موسی ابن جعفر

امشب تمام کائنات غرق سرورند

از مقدم آن غنچه ی زیبای احمر

امشب بشارت می رسد مولا رضا را

آید برایش عاقبت دردانه خواهر

آید چو زینب خواهری دلسوز و عاشق

مولارضا را می رسد چون در و گوهر

یاد آور پیــمان زینب بـا حســـینش

معصومه هم شد عاشق روی برادر

چون زینبی که تا همیشه با حسین بود

معصومه شد مولا رضا را یار و یاور

شد سوی ایران عزیز آن ماه رخشان

تاخاک کویش گیرد او جانانه در بر

میلاد پاک معصومه زهرای ثانی

اندوه سخت شیعه را بنموده آخر

پروانه بر گرد عذار همچو شمعش

با شور و احساسش کنون پر می زند پر

امشب پرستوی محبت هم دوباره

با کوچ عشق خود به لانه می زند سر

بر بال عشق هر قناری هم نوشتند

امشب رسد از عرش اعلی یک جواهر

امشب فلک نوشد ز جام مهربانی

در کلبه ذوق «رها» ساغر به ساغر

 
حضرت معصومه

محمد زمان تفرشی

پرشدفضازعطرگل نوشکفته ای

امدپدیدگوهردردانه سفته ای

ازنسل اب واینه گل کرده دختری

دخترچه دختری؟که بودمثل یک پری

صدمرحبابه دامن  گل بارمادری

کاورده ازبرای رضاهم چو خواهری

چشم رضازدیدن معصومه روشن است

صحن وسرای حضرت اوهمچوگلشن است

واشددری زسمت بهشت امشب ازقضا

روبه ضریح محترم حضرت رضا ع

 

حضرت معصومه

فخر السادات سادات

عجب عطری دارد امروز

باران بهشتی می بارد از اسمان

زمین غرقه نور می شود

دختری از جنس گوهر

متولد می شود امروز

ضامن اهو

دیگر تنها نیست امروز

خواهری  دارد شبیه زینب

اهل کرامت کامل می شود امروز

 

حضرت معصومه

سیف الدین حسین زاده

از آسمان یک طاقه مخمل هدیۀ اهل زمین شد

پلکی بهم خورد و گلستان بهشت ما برین شد

یک شاخه از طوبی خدای مهربان چید از بهشتش

دنیا از این شاخ نبات آسمانی نازنین شد

آدم دلش خوش بود حوا را خدا دلدار او کرد

دلخواه او برگ گلی بود و نصیبش هم همین شد

دست خدا پر بود ازعطری که دل می برد از مرد

آری همان عطری که دل می برد با او همنشین شد

نعمت نصیب خاکیان ، شاه وگدا فرقی ندارد

ازجنسِ رحمت مثل دختر روزی اهل یقین شد

یک طاقه ابریشم ، ندیدم بافه ای زیبا چو دختر

صد آفرین بر دست نقاش خداوندی که این شد

خبرنگار زیر پرتال شمس توس البرز
۱۵ مرداد ۱۳۹۵ ۱۲:۰۵

اظهار نظر

میانگین امتیاز کاربران: 0.0  (0 رای)

امتیاز:
 
نام فرستنده:
پست الکترونیک: *  
نظر: *
 
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500  


کلیه حقوق این وب‌سایت متعلق به بنیاد بین المللی فرهنگی هنری امام رضا (ع) می‌باشد.